ابعاد مختلف برنامه استراتژیک چیست؟

فیبز، نشریه آنلاین مدیریت کسب وکار

ابعاد مختلف برنامه استراتژیک چیست؟
0 7,711

ضرورت رسمی بودن فرآیند تشکیل برنامه استراتژیک یک موضوع قابل بحث است . در یک سو کسانی قرار گرفته اند که تشکیل استراتژی را فرآیند تصمیم گیری یکپارچه میدانند که عمدتاً متکی به ابزارها و متدلوژیهای تحلیلی برای کمک به مدیران در همه سطوح، به منظور نیل به یک کیفیت برتر در تفکر استراتژیک میدانند.

این افراد تشکیل برنامه استراتژیک را یک فرآیند رسمی و منظم میدانند که منجر به یک تلاش تعریف شده و سر تاسری، و با هدف تعیین استراتژیهای سازمانی، رشته کاری، و وظیفه ای، میشود. در طرف مقابل، مکتب دوم مدیریت مبتنی بر تئوری رفتاری سازمان قرار دارد که از رویکرد رفتار مبتنی بر قدرت در تشکیل استراتژی تبعیت میکند.

این دو مکتب فکری کمک شایانی به درک ما از موضوعات محوری کرده اند. به هرحال، هیچ یک از دو پارادایم رسمی و تحلیلی، و رفتاری مبتنی بر قدرت نتوانسته اند توضیح دهند که علت موفقیت فرآیندهای تشکیل استراتژی چیست؟ اینگونه رده بندی ها برای انجام تحقیقات علمی مفید هستند، ولی نمیتوانند بعنوان یک مدل هنجاری توصیفی عمل کنند. لازمه دستیابی به بهترین راه تشکیل استراتژی، ترکیب تفکر رسمی تحلیلی با ابعاد رفتاری مدیریت میباشد.

یکی دیگر از موضوعات بحث انگیز در تشکیل استراتژی، میزان توجه به وقایع گذشته میباشد . بعضی محققین استراتژی را صرفاً شکل دهی مسیر حرکت آینده سازمان میدانند . بنابراین، آنها استراتژی را مجموعه ای از اهداف و برنامه های اجرایی با هدف مدیریت تغییر آینده سازمان میدانند. متقابلاً عدهای استراتژی را الگویی از اقدامات ناشی از تصمیمات گذشته سازمان میدانند .

هنری مینتزبرگ از پیشگامان این مکتب فکری است، استراتژی را «الگوئی از مجموعه تصمیمات» میداند. بر طبق این نظر، استراتژی عبارت است از : تداوم رفتار، اعم از عمدی و غیرعمدی، مشاهده شده در اقدامات گذشته سازمان. استخراج استراتژی از تصمیمات عملی سازمان یکی از مباحث اساسی در تشکیل استراتژی است . هر روز هزاران تصمیم در سازمان های بزرگ و پیچیده گرفته میشود . تنها راه منسجم کردن آنها ایجاد حس وجود یک جهت استراتژیک دائمی به منظور ایجاد چارچوبی است که تصمیمات در درون آن اخذ شود.

به هرحال، ممکن است تفسیر بیش از حد برنامه استراتژیک به عنوان الگویی از تصمیمات گذشته سازمان، منجر به عدم توانایی ما در شکل دهی مسیر حرکت جدید برای سازمان شود . یقیناً،از منظر تاریخی، استراتژی فقط زمانی میتواند واقعاً شناخته شده و روشن تبیین شود که از طیفی از وقایع گذشته استنتاج شده باشد. از نقطه نظر مدیریتی، این برداشت از استراتژی غیرعملی است .

در حقیقت، استراتژی زمانی اهمیت فراوان پیدا میکند، که با تغییر از پیش اندیشیده شده همراه باشد. استراتژی باید براساس شناخت میراث گذشته سازمان شکل بگیرد، ولی همزمان با آن باید آینده نگر هم باشد. نتیجتاً، تشکیل استراتژی تبدیل به ایجاد تعادل دقیق بین یادگیری از گذشته و شکل دهی راهکارهای جدید به منظور هدایت سازمان به طرف آینده میشود، که میتواند شامل فاصله گرفتن از نقش گذشته نیز باشد.

یکی دیگر از راه های تشریح فرآیند تشکیل استراتژی، تعریف استراتژی بصورت پیش تدبیری و انطباقی است. استراتژی زمانی پیش تدبیری است که با راهکار از پیش تعیین شده تطبیق داشته باشد، و استراتژی هنگامی انطباقی است که بتوان آن را از الگوها یا روابط منطقی رفتارهای مشاهده شده قبلی استنتاج کرد. ترکیب این دو مفهوم، به ویژه ارتباط متقابل آنها با یکدیگر ، مبنائی را برای نمادشناسی تشکیل میدهد، که میتوان با استفاده از آن انواع فرآیندهای تشکیل استراتژی را تشریح کرد .

در یک طرف طیف استراتژی کاملاً از پیش تدبیری قرار میگیرد، و در طرف دیگر استراتژی کاملاً انطباقی . در حد فاصل دو سر این طیف انواع استراتژیها که در آنها ابعاد مختلف با درجات متفاوت با یکدیگر ترکیب شده اند، قرار دارد. آشکار بودن، مشارکت، مداخله مدیریت و وجود اجماع، رسمیت، مذاکره و چانه زنی، ادامه راه گذشته، و گرایش به تغییرات آینده از جمله این ابعاد می باشند . همچنین نوع استراتژی تحت تأثیر محیط سازمان، به ویژه اگر به درجات مختلف خوب یا بد، قابل کنترل یا غیرقابل کنترل، و قابل پیشبینی و غیرقابل پیشبینی باشد، قرار میگیرد.

این نمادشناسی بر این عقیده استوار است که استراتژی به وسیله دو نیروی اساسی که بطور همزمان عمل میکنند شکل میگیرد: اول پیش تدبیری، و دوم انطباقی . مدیران برای ایجاد حس هدف دار بودن سازمان، نیاز به استراتژی پیش تدبیری دارند . استراتژی انطباقی به یادگیری هر آن چه که کار میکند، اشاره دارد، یعنی انجام هر اقدام به منظور دستیابی به یک الگوی ماندنی و پایدار یا متداوم. استراتژی انطباقی، یعنی فقدان بی نظمی، ولی با نظم بدون قصد قبلی . استراتژی انطباقی بدان معنا نیست که استراتژی از کنترل خارج است، بلکه منظور آن است که استراتژی آشکار، منعطف، و پاسخگوست. بعبارت دیگر، استراتژی انطباقی یک اشتیاق برا ی یادگیری است.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.