اخلال‎گران گفت ‎وگو را بشناسید!(بخش اول)

مروری بر هنر گفت‏‎وگو از دبرا فاین

اخلال‎گران گفت‎ وگو را بشناسید
0 6,812

یکی از مسائلی که برای هر گفت ‎وگو ممکن است پیش بیاید وجود اخلال‎گران گفت‎ وگو است. این افراد با سلاح‎‏هایی خفه‎کننده به گفت‎ وگو حمله می‎برند. ممکن است بارها و بارها شما نیز قربانی این سلاح‎ها شده باشید. چنین آدم‎هایی به خوبی بلدند خود را استتار کنند. باید مراقب چنین فریبکارانی باشید. حال زمان آن رسیده که در مقابل این اخلال‏گران برخورد جدی‏تری داشته باشید. ابتدا باید آن‏ها را بشناسید.
اخلال‎گران گفت ‎وگو هشت دسته ‎اند. در این قسمت با این اخلال‎گران گفت ‎وگو آشنا می‌شویم و به راهکارهایی برای مقابله با این افراد به منظور دستیابی به گفت ‏وگویی امن و سالم می‎پردازیم:

۱- بازپرس‎ها

بازپرس‏ها دارای هیچ مأموریت ارزشمند در نهادشان نیستند. آن‎ها کسانی هستند که در یک مکالمه‎ی معمولی به کمین می‎نشینند و شما را به قصد بازجویی در گوشه‏‌ای گیر می‎اندازند. شما خیلی راحت می‎توانید آن‏ها را از روش کارشان بشناسید، چرا که شما را هم‏چون مسلسل، بی‌وقفه، زیر بارش سوال‏‌های خود می‎گیرند.

توجه کنید که شخصیت بازپرس، اسیر خود را بی‎رحمانه سوال‎پیچ می‌کند. او نمی‎گذارد قربانی‌اش توضیح اضافی بدهد، شاهدی بیاورد، سوالی بپرسد یا حتی یک جرعه آب بخورد. فردی که به اسارت درآمده تنها اجازه دارد خیلی کوتاه و سریع جواب بدهد. تا زمانی که بازپرس دلش بخواهد، به سوالات او جواب می‎دهد و وقتی سوالاتش تمام شد راهش را می‎کشد و می‌رود.

بازپرس‌ها به خاطر شخصیت عصبی‌شان از دیگران شناخته می‌شوند. برای دور کردن چنین آدم‏هایی باید کنترل گفت‎ وگو را در دست بگیرید. باید از چنین افرادی پرسش‎های توضیحی بپرسید. جواب‎هایشان را کامل گوش دهید و باز هم در موضوع عمیق‌تر شوید. سعی کنید در گوش کردن از نشانه‌های کلامی استفاده کنید. چنین ترفندی باعث می‎شود جریان گفت ‎وگو کند شود و او زیاد فرصت سوال پرسیدن پیدا نکند.

۲- لاف‎زن‌ها

این دسته از اخلال‎گران گفت ‎وگو در فهرست محکوم‌ترین مجرمان قرار دارند چرا که در حیطه‎ی گفت‎ وگو، مرتکب کشتارهای جمعی می‎شوند. وقتی نوبت حرف زدن از خود شود، سروکله‌ی این افراد پیدا می‌شود. آن‌ها شاهکارهای‌شان را به رخ می‎کشند، به مسائل شاخ ‌و برگ‎های فراوان می‎دهند و هرچیز کوچک درباره‎ی خودشان را بزرگ نمایش می‎دهند. هدف این افراد این است که در میان جمع حضار برای خودشان شان و منزلتی دست‎وپا کنند، بنابراین به دنبال شنونده‎اند. وجه مشخصه‎ی آن‎ها این است که تا پا به میدان می‌گذارند گفت ‎وگوهای جاری را سرکوب می‌کنند و در بازار گفت‎ وگو سر هر رقیبی را زیر آب می‎کنند.

برای همه می‌گوید چه‌طور توانسته سر کارشناسان دارایی را شیره بمالد. یا چه‌طور از مسیری که هیچ‎کس آن را درآمدزا نمی‏دانسته، به نتایج باورنکردنی دست پیدا کرده است. نوع مونث این لاف‎زن‎ها ترجیح می‎دهند با یک نفر که از قبل او را می‎شناسند، هم‌صحبت شوند. اما به همان اندازه اخلال‎گرند. آن‎ها بیشتر دوست دارند که به طریقی کاملا شخصی، پز بدهند.

تنها راهی که می‎توان از زایل شدن گفت ‎وگو توسط این گروه جلوگیری کرد، این است که بحث را به طرف موضوعات عمومی‌تری بکشانید. شما هم‎چنین می‌توانید موضوع را به سوی زندگی شخصی خودتان هدایت کنید و درباره‌ی کاری که در حال حاضر به آن مشغولید صحبت کنید.

۳- از همه‌ بهتران

این دسته از اخلال‎گران گفت‎ وگو عموزاده‎های همان گروه لاف‎زن‏ها هستند. با این تفاوت که از همه‎بهتران از همان ابتدا لاف نمی‌زنند، آن‎ها صبر می‌کنند تا کسی حکایتی بگوید تا بعد آن‎ها روی دست او بلند شوند. این گروه حتی زمانی که یک نفر با آن‌ها درددل می‌کند و شرایط ناگواری را توضیح می‎دهد، می‎کوشند به او ثابت کنند که همان مشکل را با شرایط وخیم‌تری تجربه کرده‌اند. آن‎ها اصلا متوجه نیستند که در گفت‎ وگو، آوردن برگ بالاتر روی دست کسی که حرف می‎زند، او را آزرده خاطر می‎کند.

این‌جور آدم‎ها فکر می‌کنند که اگر در مقابل صحبت‌های هر شخصی روی دست او بلند شوند، نشان می‎دهند که به حرف‎های او خیلی خوب گوش کرده‎اند. این افراد با سخنان خودشان نه تنها به طرف مقابل کمک نمی‎کنند بلکه باعث می‌شوند حس ناخوشایندی داشته باشند از این‎که حرف آن‌ها به کل نادیده گرفته شد و تمرکز از روی سخنانش برداشته شد.
یکی از برجسته‎ترین عباراتی که این افراد به زبان می‎آورند این‎ها هستند:
• من می‌دانم.
• من هم این شرایط را داشته‌ام.
• ….

وقتی این چند واژه را به زبان می‎آوریم، مختصرا بیان می‎کنیم که حکایتی که طرف مقابل می‎گوید یک حکایت قدیمی‌ست و چیز تازه‎ای برای گفتن در آن وجود ندارد. فرد مقابل به این نتیجه می‎رسد که چیزی که می‎گوید یک چیز همگانی است و بهتر است از گفتن جزئیات چنین داستان تکراری و خسته کننده‌ای دست بردارد.
این افراد معمولا موفق می‎شوند روند گفت‎ وگو را زایل کنند. تنها راهکار این است که بحث را عوض کنید. یا این‎که از او بخواهید اجازه دهد حرف‌تان تمام شود.

۴- انحصارطلب‎ها

اخلال‎گران انحصارطلب به همه‎ی گفت‏ وگوها راه باز می‎کنند. قربانی‎های این افراد چنان مسخ می‎شوند که قدرت هر واکنشی را از از کف می‎دهند. هر جا گفت ‎وگویی باشد آن‎ها می‎توانند وارد شوند و هنرمندانه، قبل از این که کسی بتواند کاری بکند، رشته‎ی کلام را در دست خود بگیرند. بدترین نوع انحصارطلب‎ها افراد خجالتی و درون‎گرا هستند؛ زمانی که می‎فهمند توجه دیگران را جلب کرده‎اند. این افراد به بدترین تحمیل‌گران تبدیل می‌شوند.

اگر با یک انحصارطلب هم‌صحبت شدید، چند راه برای نجات دارید. اگر در میان جمع هستید، به محض این که وقفه‌ی کوتاهی میان سخنانش پیش آمد، توپ گفت ‎وگو را از او بگیرید و به کس دیگری بدهید. مثلا شخص دیگری را خطاب قرار دهید و از او بخواهید نظرش را بیان کند. اما اگر شما به تنهایی با یک انحصارطلب هم‎صحبت شدید دو راه بیشتر ندارید. اگر رئیس یا مشتری یا مادرشوهرتان است باید او را تحمل کنید و فقط گهگاهی یک سوال بپرسید تا شاید مسیر گفت ‎وگو را بتوانید تغییر دهید. اما اگر کسی‌ست که کاسه‌ی شما را لبریز کرده است و شما می‎توانید او را از صحبت کردن متوقف کنید، پرچم سفید را بالا ببرید.

مثلا وقتی در دفتر کارتان نشسته‎اید و دوست‎تان سام، از راه می‎رسد و می‎خواهد بازی فوتبال دیشب را برای‌تان تعریف کند. زمانی که حس کردید وقت‎تان تمام است یا کاسه‌ی صبرتان لبریز شده است و اصلا نمی‎خواهید به حرف‌هایش گوش دهید؛ بگویید: پس نیمه‌ی اول خیلی عالی بوده سام، قبل از این که ادامه دهی باید بگویم من باید تا امروز تا آخر وقت این گزارش را تمام کنم و تحویل دهم. شما مودبانه به او رسانده‎اید که باید در مدت کوتاهی حرفش را تمام کند.

 

 

اخلال‎گران گفت‎وگو را بشناسید!(بخش دوم)

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.