چرا تاثیرگذاری بر روی دیگران مهم است؟

فیبز، نشریه آنلاین مدیریت کسب و کار

چرا تاثیرگذاری بر روی دیگران مهم است؟
0 6,959

اسرار نحوه جلب توجه، تغییر ذهن و تاثیرگذاری بر روی دیگران همیشه در میان مهم ترین مهارت های زندگی بوده است ، مخصوصا برای کسانی که در جامعه کسب و کار هستند.

کتاب “آیین دوستیابی و نفوذ بر مردم” از دیل کارنگی، که در سال ۱۹۳۶ منتشر شده بود، یکی از اولین کتابهای خودآموزی بود که تاکنون منتشر شده است و تا به امروز بیش از ۱۵ میلیون نسخه فروخته شده است. این موضوع در این روزها در رسانه های اجتماعی صرفا مربوط به تعداد دوستان و پیروان شما در facebook، Twitter ، LinkedIn، Google یا Instagram نیست، اما آنها چقدر می توانند بر زندگی شخصی و حرفه ای شما تاثیرگذار باشند.

اگر چه یک تفکر معتبر ممکن است شما را به سمت بالا برساند، اما قبل از اینکه به جلسه هیئت مدیره برسید، باید “حرکت ” را شروع کنید. این به این معنی است که، همانطور که از نردبان شرکتی صعود می کنید، مجبور خواهید بود نه تنها به سمت پایین، بلکه به سمت بالا و اطراف حرکت کنید – که هر کدام نیاز به مجموعه ای از تاکتیک های مختلف دارند.

 

 

تاثیرگذاری در رده های پایین:

در فرهنگ های سازمانی سلسله مراتبی (و فرهنگ های ملی متفاوت با کشورهای چین و فرانسه)، به نظر می رسد که یک سبک فرماندهی و کنترل مدیریتی باشد که زیردستان مایل به انجام دستورات از بالا هستند. با این وجود، در شرکت هایی که بیشتر جهانی شده اند و نیروی کار متنوع تری دارند، میتوانید افرادی را پیدا کنید که انگیزه بیشتری برای انجام کار دارند نسبت به کسانی که مایلند کاری را به آنها دیکته کنید یا امر کنید.

تغییر دادن وظایفی که شما اعطا می کنید یکی از راه های حفظ انگیزه بالا است. بنابراین تاکید روی انجام وظایف و استفاده از فرصت ها است. در سازمانهایی که ابتکار عمل ارزشمند است به تیم شما اجازه می دهد مقدار مشخصی از انعطاف پذیری را در نحوه اجرای دستورالعمل های خود داشته باشید و در ترغیب و حمایت از کار خود کند نباشید.

به استثنای فرهنگ هایی که مردمشان دارای یک حباب فضایی بزرگ هستند، قدرت متقاعد کننده تماس فیزیکی مختصر را نادیده نگیرند. مطالعات نشان داده است که حتی یک لمس روی شانه که تنها ۴۰/۱ ثانیه طول می کشد، تمایل فرد به انجام خواسته های شما را به طور قابل توجهی افزایش می دهد.

 

 

تاثیرگذاری در اطراف:

با این که امروزه بیشتر و بیشتر پروژه های بین المللی نیازمند کار گروهی هستند، که تاثیرگذاری کار گروهی افرادی که هم سن و سال یا هم شان و مرتبه باشند بیشتر است. یکی از کارشناسان برجسته جهان رابرت چیالدینی ، در مورد نفوذ داشتن ، شش عامل اصلی را مطرح می سازد که ترقی وصعود را ترویج می کند: میل، عمل متقابل، هماهنگی، ثبات اجتماعی، اقتدار و کمیابی.

به طور طبیعی یک همکار می تواند شما را به خوبی متقاعد کند به انجام کاری که شما می خواهید. این اهمیت ارتباط ساختن در محل کار را برجسته می کند. اگر شما به خواسته های کاری آنها احترام بگذارید (یا با دادن پیشنهاد انجام آن در آینده)، مطمئنا، آنها خیلی بیشتر آماده پاسخگویی به درخواست های شما هستند.

جالب توجه است، تحقیقات نشان داده است که اندازه خدمت شما بسیار مهم نیست. اگر حتی یک نفع کوچک را برای کسی انجام داده اید، به احتمال زیاد نفع بیشتری را برای شما برمی گردانند. نکته جالب این است، اگر آنها قبلا به شما نفعی رسانده اند، احتمال دارد که این کار را دوباره انجام دهند – این اصل هماهنگی چیالدینی است. بنابراین افرادی را که از شما درخواست کمک کرده اند، به یاد بیاورید که آخرین بار آنها نیز به شما کمک کرده اند.

 

 

تاثیرگذاری در رده های بالا:

البته، در بعضی از فرهنگ ها ، که در آن اعضای تیم ممکن است بیشتر با همدیگر رقابت کنند تا اینکه همکاری بکنند ، متقاعد کردن همکاران مانند آب خوردن است در مقایسه با متقاعد کردن رئیس، اما اگر بتوانید این ارتقاء را بدست آورید، توانایی تأثیرگذاری بر روی آن بسیار مهم است.

خب چه طور این کار انجام می شود؟ اولین کاری که باید انجام دهید این است که خود را در جای رئیس خود قرار دهید . اگر شما رئیس بودید، چه چیزی بیشتر مورد علاقه شما بود و چه چیزی باعث خواهد شد که درخواست یا پیشنهاد شما را قبول کند؟ اگر رئیس شما همیشه به آنچه که رقبای شما انجام می دهند توجه داشته باشد (ثبات اجتماعی چیالدینی)، سپس به این نکته اشاره کنید که اگر شرکت های رقیب سقوط کنند شرکت شما نیز ممکن است سقوط کند.

از سوی دیگر، اگر آنها نیاز به اطلاعات قابل اعتماد یا مدارک معتبر دارند (اقتدار چیالدینی) سپس این ارقام را آماده کنید! در نهایت شما میتوانید باتوجه به شرایط شرکت ایده هایی را مطرح کنید و از فرصت ها خیلی سریع استفاده کنید چون این فرصت ها کمیابند (کمیابی چیالدینی).

 

البته به طور صادقانه، متقاعد کردن سرپرستان همیشه امکان پذیر نیست، به ویژه در فرهنگ هایی که کارفرمایان به ندرت با کارمندان خود مشورت می کنند. اما در هر سطحی که سعی می کنید تاثیرگذار باشید، به یاد داشته باشید که دانش کافی را برای چگونگی انتقال پیام خود به کسی که می خواهید متقاعدش کنید را داشته باشید.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.