چرا صراحت در کار مهم است ؟

مروری بر آیین پیروزی جک ولش مدیر عامل اسبق جنرال الکتریک

چرا صراحت در کار مهم است ؟
0 9,222

صراحت یکی از مهم‌ترین موضوعات برای هر سازمان و شرکتی است اما چرا این‌قدر کم است؟

ریشه‌ی این مشکل به کودکی باز می‌گردد. حقیقت این است که ما از کودکی طوری اجتماعی شدیم که خبرهای بد را ملایم‌تر جلوه دهیم و موضوعات خجالت‌آور را خوب بیان کنیم. این مسأله در هر فرهنگی و در هر کشوری و هر طبقه‌ی اجتماعی صادق است، چه در ایسلند باشید و چه در پرتغال به آشپزی مادرتان توهین نمی‌کنید و یا بهترین دوستان‌تان را چاق خطاب نمی‌کنید و به عمه‌ی پیرتان نمی‌گویید که از کادوی ازدواجی که برای‌تان خریده، متنفر هستید. هرگز چنین کاری را نمی‌کنید.

اخیرا در یک مهمانی حومه شهر شرکت کردم که نمونه‌ی بارزی از این رفتار در آن اتفاق افتاد. در کنار میز پر از نوشابه سفید و خوراک سوشی، خانمی که وسط جمعی پنج نفره ایستاده بود شروع به دل سوزاندن برای معلم موسیقی مدرسه‌ی ابتدایی محل کرد و از تنش وحشتناکی که کار این معلم داشت صحبت می‌کرد. مهمانان دیگر هم نظر موافق می‌دادند و می‌گفتند بچه‌های کلاس چهارمی برای راهی کردن هرکسی به تیمارستان کافی هستند.

خوشبختانه قبل از این‌که معلم موسیقی رسما قدیسه اعلام شود مهمان دیگری وارد بحث شد و گفت:« شما عقل‌تان را از دست داده‌اید؟ این معلم پانزده هفته در سال مرخصی دارد!» سپس به پزشکی که در جمع ایستاده بود و قبلا به نشانه‌ی موافقت سرش را تکان می‌داد گفت:« رابرت! تو هر روز تصمیماتی می‌گیری که به مرگ و زندگی افراد مربوط می‌شود. تو که این داستان غم انگیز را قبول نمی‌کنی، مگر نه؟» مهمان جدید که یک گپ را مودبانه از بین برده بود، باعث شد همه پخش شوند و هر کدام به سمتی بروند.

رک گویی مردم را آشفته می‌کند. البته این مثال ساده ای از صراحت بود، اما درک صراحت به درک طبیعت انسان مربوط می‌شود. صدها سال است که روانشناسان و جامعه‌شناسان تحقیق می‌کنند تا بفهمند چرا انسان‌ها منظورشان را مستقیما بیان نمی‌کنند و فلاسفه هزاران سال است که درباره‌ی همین موضوع فکر کرده‌اند.

یکی از دوستان خوبم،” نانسی باویر”  استاد فلسفه دانشگاه تافتس است. وقتی از او درباره‌ی صراحت سؤال کردم، گفت که بیشتر فیلسوف‌ها درباره‌ی این موضوع به نتایجی رسیده‌اند که ما عامه‌ی مردم با بالا رفتن سن و کسب تجربه می‌رسیم. در نهایت به این نتیجه می‌رسیم که مردم نطرشان را با صراحت بیان نمی‌کنند زیرا بیان نکردن آسان‌تر است.

وقتی همه چیز را همان‌طور که هست بیان می‌کنید، به راحتی ممکن است افتضاح به بار بیاید. شاید باعث خشم، زحمت، سردرگمی، ناراحتی و رنجش دیگران شوید. سپس شاید خود را مجبور میبینید که افتضاح به بار آمده را جمع کنید که این خود باعث بدتر شدن اوضاع می‌شود و افزون بر آن کار دشوار، ناخوشایند و وقت‌گیری است. بنابراین انسان صریح نبودن خود را به این شکل توجیه می‌کند که این عدم صراحت مانع از ناراحتی و رنجش دیگران می‌شود و سکوت کردن و یک دروغ مصلحتی، کاری محترمانه و از روی مهربانی است. اما نانسی می‌گوید، در واقع فلاسفه‌ی کلاسیک مانند اما نویل کانت با ارائه دلایلی قوی بر این باورند که صریح نبودن در حقیقت در راستای منافع شخصی است، زیرا انسان می‌خواهد زندگی خودش آسان‌تر شود. در نهایت به این نتیجه می‌رسیم که نظرشان را به صراحت بیان نمی‌کنند زیرا بیان نکردن آسان‌تر است.

نانسی می‌گوید کانت نکته‌ی دیگری را هم بیان کرده است. او می‌گوید مردم معمولا به این دلیل به عدم صراحت متمایل می‌شوند که نگاه‌شان لحظه‌ای است و مسأله را در درازمدت نمی‌بینند. آن‌ها از این نگرانند که اگر نظر خود را بگویند و نظرشان هم بد باشد، دیگران را از خود دور خواهند کرد، اما چیزی که به آن توجه ندارند این است که عدم صراحت، بیش از هر چیز دیگری باعث دور شدن ار دیگران می‌شود.

نانسی می‌گوید:« کانت در بیان این مسأله به صورت غیرمستقیم می‌گوید به اعتقاد او وقتی مردم در حق دیگرن از رک‌گویی اجتناب می‌کنند، اعتماد را از بین می‌برند و به این ترتیب در نهایت جامعه را تخریب می‌کنند.» من به نانسی گفتم که این حرف در دنیای کسب و کار نیز صادق است.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.