چگونگی تحقق بخشیدن به صراحت در کار از دیدگاه جک ولش!

مروری بر آیین پیروزی جک ولش مدیر عامل اسبق جنرال الکتریک

چگونگی تحقق بخشیدن به صراحت در کار از دیدگاه جک ولش
0 9,066

اهمیت بی قید و شرط صراحت در کار ، در جامعه کاری آمریکا مسأله نسبتا جدیدی است. تا سال های اولیه دهه ۱۹۸۰ شرکت‌های بزرگی مانند جنرال الکتریک و هزاران شرکت بزرگ و کوچک دیگر عمدتا بدون وجود آن کار می‌کردند. شرکت‌های آمریکایی کمتر به سراغ مباحث صریح و عملکرد سریع می‌رفتند زیرا نیازی به آن نداشتند. بنابراین لایه‌های بی‌شمار تشریفات اداری و هنجارهای اجتماعی قدیمی در اغلب سازمان‌ها به نوعی رسمیت و ادب تحمیلی منجر شده بود. رویارویی مستقیم در مباحثات مربوط به استراتژی یا ارزش‌ها کم بود و بیشتر تصمیمات پشت درهای بسته گرفته می‌شد، حتی ارزیابی‌ها هم به شکلی غیرمستقیم و مودبانه انجام می‌شد.

در غیاب صراحت، ظاهر همه حفظ می‌شد، کارها به هر ترتیب پیش می‌رفت و وضعیت موجود قابل قبول بود. رفتارهای ساختگی متداول بود و به افرادی که بااستعداد، باجرأت و اهل عمل بودند برچسب”مشکل ساز” زده می‌شد. شاید با توجه به مزایای رقابتی صراحت، پیش بینی می‌کنید که این مسأله بین ژاپنی ها پرطرفدار باشد، اما ژاپن و بعضی کشورهای موفق در بازار امروز دنیا مانند ایرلند، مکزیک، هند یا چین این مسأله را عملی نکردند. به جای آن بیشتر شرکت ها از روش متداول تری مانند تعریق نیروی کار، کاهش هزینه، و در بهترین حال از نوآوری، برای جنگیدن با رقبای جهانی استفاده کردند. با این که صراحت آرام آرام وارد عرصه می‌شود، هنوز هم بخش بسیار کوچکی از مهمات این جنگ را تشکیل می‌دهد.

صراحت در کار در هر سازمانی برای پیروز شدن حیاتی است، تزریق آن به هر گروهی، کوچک یا بزرگ به صورت تدریجی، سخت و وقت‌گیر است. زیرا باید با طبیعت انسانی و رفتارهای تثبیت شده‌ی سازمانی بجنگید. بسیار وقت گیر است زیرا چندین سال زمان می‌برد. برای عملی کردن آن در جنرال الکتریک نزدیک به یک دهه طول کشید و پس از گذشت بیست سال هنوز کاملا عمومیت پیدا نکرده است. با این وجود، این کار شدنی است. برای رسیدن  به صراحت در کار به کسانی که آن را نشان می‌دهند پاداش بدهید، درباره‌ی آن حرف بزنید و آن را ستایش کنید. از کسانی که صراحت دارند قهرمان بسازید. مهم‌تر از همه این که حتی اگر خودتان رئیس نیستید، آن را به میزان زیاد و حتی مبالغه آمیز از خود به نمایش بگذارید.

لحظه‌ای خودتان را در جلسه‌ای با موضوع” توسعه و نحوه رسیدن به آن” در یکی از بخش‌های سنتی سازمان تصور کنید. همه دور میز نشسته‌اند و مودبانه درباره‌ی دشوار بودن پیرزوی در این صنعت و بازار صحبت می‌کنند. آن‌ها درباره‌ی رقبای سرسخت حرف می‌زنند و دلایل تکراری حاکی از ممکن نبودن توسعه و خوب بودن عملکردشان را مطرح می‌کنند. در حقیقت وقتی جلسه تمام می‌شود برای موفقیت‌شان تحت شرایط موجود به یکدیگر تبریک می‌گویند.

شما می‌خواهید از درون منفجر شوید و با خود می‌گویید:« باز هم مثل همیشه هیچ اتفاقی نیفتاد. این رضایت از شرایط فعلی برای من قابل تحمل نیست.» اما در عمل، شما هم درگیر بازی آن‌ها هستید و سرتان را به نشانه‌ی تائید تکان می‌دهید.

حالا محیطی را تصور کنید که شما مسئولیت ایجاد صراحت را بر عهده گرفته‌اید. شما سوالاتی از این قبیل می‌پرسید:

_ آیا ایده ی محصول یا خدمت جدیدی در این‌کار وجود ندارد که تا به حال به ذهن‌مان نرسیده باشد؟

_ نمی‌توانیم کارمان را با خرید یک شرکت دیگر و به صورت جهشی آغاز کنیم؟

_ فلان کار بسیار از منابع ما را صرف خود کرده است، چرا آن را تعطیل نمی‌کنیم؟

چه جلسه‌ی متفاوتی می‌شد! چه‌قدر لذت‌بخش و چه‌قدر برای همه بهتر بود! موقعیت دیگری که همیشه اتفاق می‌افتد شرکتی با رشد بالاست که مدیرانش از کار خود راضی هستند. با منظره‌ای که در جلسه ی برنامه‌ریزی دراز مدت دیده می‌شود آشنا هستید. مدیران با رشد دورقمی مثلا پانزده درصد در جلسه ظاهر می‌شوند و برای نشان دادن عملکرد خوب‌شان اسلایدها را یکی پس از دیگری نشان می‌دهند. مدیریت ارشد شرکت سرش را به نشانه‌ی تائید حرف‌های آن‌ها تکان می‌دهد و شما هم که می‌دانید سود بسیار بیشتری در این کار وجود دارد، در جای خود نشسته‌اید.

برای پیچیده‌تر شدن مسأله فرض کنید کسانی که اسلایدها را نشان می‌دهند هم‌رده‌ی شما هستند و این قانون قدیمی هم بر لوحی نامرئی و آویزان در هوا، نوشته شده است: اگر کار مرا زیر سؤال نبری، کارت را زیر سؤال نمی‌برم.

تنها راهی که من برای خروج از بن‌بست و بروز صراحت در کار در چنین شرایطی سراغ دارم این است که با حالتی غیرتهدیدآمیز و کنجکاو سوال بپرسید:

بپرسید کارتان خوب است! عجب کار فوق‌العاده‌ای! این بهترین زمینه‌ی تجاری ماست. چرا منابع بیشتری را به آن اختصاص ندهیم و سود بیشتری کسب نکنیم؟ با تیم فوق‌العاده‌ای که درست کرده‌اید، ده شرکت دیگر را هم می‌توانید بخرید. آیا به صورت جهانی به مسأله نگاه کرده‌اید؟

این سؤالات و سؤالاتی از این قبیل، قدرت این را دارند که جلسه را از یک نمایش خودستایی به جلسه‌ای کاری و تحریک کننده تبدیل کنند.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.