۳ مقوله اصلی در بازاریابی موفق

فیبز، نشریه آنلاین مدیریت کسب و کار

۳ مقوله اصلی در بازاریابی موفق
0 6,608

اصول یک بازاریابی موفق به ۳ بخش تقسیم خواهد شد این موارد عبارتند از:
۱-مدیریت محصول (product management)
۲-مدیریت برند (brand management)
۳-مدیریت مشتری (customer management)

شاید شما به عنوان یک بازاریاب اخیرا در یک شرکت پخش در لاین بازاریابی شروع به کار کرده اید و برایتان جای سوال باشد که برند هایی که در دست گرفته اید را چگونه به نقطه سفارش برسانید، مدیریت کنید و نهایتا فروش خوب و بازاریابی موفق را داشته باشید. شاید تارگت های بالایی برای شما در نظر گرفته اند و رسیدن به فروش مورد نظر را غیر ممکن میدانید. اگر چه از نظر مدیر فروش شما این امر کاملا منطقی به نظر میرسد.

در اینجا باید گفت که حق با هر دوطرف است چرا که علمی که مدیر فروش شما در رابطه با فروش برند مورد نظر دارد این امر را برایش منطقی ساخته است و اینجاست که وقت آن رسیده است که شما هم با این اصول (علم) آشنایی پیدا کنید و آن را فرا بگیرید اما در ابتدا میبایست چرخه درستی را به وجود آوریم تا این مفاهیم برایمان قابل درک باشد.

 

۳ مقوله اصلی در بازاریابی موفق

 

۱-مدیریت محصول در علم بازاریابی (product management)

برای ایجاد ارزش باید محصول را مدیریت کرد !مدیریت محصول نظارتی بر چشم‌انداز محصول از بالاترین سطح مدیریت اجرایی تا تیم‌های توسعه و پیاده‌سازی را بر عهده دارد. مدیر محصول باید موارد متعددی از جمله بازار هدف، رقبا و میزان تطابق محصول با مدل کسب و کار سازمان را در نظر داشته باشد.

به طور کلی، یک مدیر محصول مدیریت یک یا چند محصول ملموس را بر عهده دارد، مدیر محصول وظیفهٔ تحقیق، گزینش و رانش فرایند توسعه محصول در یک سازمان را نیز میبایست جزو وظایف خود بداند.

به عبارتی ساده تر هر محصول که خروجی نهایی یک تولید کننده و یا سازمان خدماتی قرار است باشد باید از نقطه خلق آن تا تبدیل آن به ارزش و سپردن آن به مشتری، مورد برسی قرار گیرد! اگر قرار باشد که این امر را در چرخه ارزش (value chain) قرار دهیم قطعا مدیریت محصول نقش مهمی را ایفا خواهد کرد.

۲-مدیریت برند در حرفه بازاریابی (brand management)

اگر بخوایم به طور کلی مدیریت برند را تعریف بکنیم باید بگوییم که فرآیند حفظ، بهبود و حمایت از نام تجاری که بدین وسیله نتایج مثبتی برای آن نام به همراه می آورد را مدیریت برند می نامند.

اگر مدیریت برند را بیشتر بررسی بکنیم متوجه خواهیم شد که این اصل شامل هزینه ، رضایتمندی مشتری، عرضه در فروشگاه و رقابت نیز خواهد شد به طوری که برپایه بازاریابی موفق بنا نهاده شده است اما بر نام تجاری و اینکه چگونه می تواند برای مشتری مطلوب بماند، تمرکز دارد. مدیریت مطلوب برند نه تنها می تواند بر فروش بالای یک محصول بلکه بر سایر کالاهایی که با نام تجاری در ارتباط هستند نیز تاثیر گذار باشد.

 

در تحقیقات بازاریابی، در طول سالهای ۱۹۸۵ تا ۲۰۰۶ میلادی هفت دیدگاه در زمینه مدیریت برند، تعریف شده است. دیدگاه اقتصادی، دیدگاه هویت، دیدگاه مصرف کننده محور، دیدگاه شخصیت ، دیدگاه رابطه ای ، دیدگاه اجتماعی و دیدگاه فرهنگی.

این دیدگاه ها بهبود سیری را منعکس می سازد که تمرکز از بخش ارسال کننده ( منظور سمت کمپانی است ) ارتباطات برند در دوره اول زمانی به بخش دریافت کننده در دوره زمانی تغییر کرده است و و در نهایتا به اثرات شرایط و فرهنگ بر نام تجاری و فهم از مصرف برند به صورت عمومی  پرداخته اند.

جایی که نزدیک به تولد دیدگاه رابطه ای در سال ۱۹۹۸، تغییر پارادایم در مدیریت برند صورت پذیرفته و ضمن تغییر روش های کمی به روش های کیفی و تصدیق مالکیت مشتری بر برند، شاهد گسترش بیشتر نفوذ فرهنگ مصرف کننده بوده است.

 

۳-مدیریت مشتری در فن بازاریابی (customer management)

قبل از انکه با مدیریت مشتری آشنا شد لازم است که به مفهوم مدرنی از مدیریت مشتری یعنی مدیریت ارتباط با مشتری (به انگلیسی: CRM – Customer Relationship Management) پرداخت :

همه فرایندها و فناوری‌هایی گفته می‌شود که در شرکت‌ها و سازمان‌ها برای شناسایی، ترغیب، گسترش، حفظ و ارائه خدمات بهتر به مشتریان به کار می‌رود و شامل مدیریت انواع شیوه‌هایی است که مشتری جهت ارتباط با سازمان استفاده می کند.

اصول مدیریت ارتباطات مشتری، چگونگی ایجاد موفق یک سیستم و اجرای آن را برای مدیریت ارتباطات مشتریان از شروع و اجرای اولیه یک چنین سیستمی تا نگهداری آن در زمانهای مختلف را بیان می‌کند. (ویکی پدیا فارسی)

با این تفسیر مفهومی می توانیم متوجه بشویم که هر گونه ارتباط با مشتری و استفاده از هر نوع راه های ارتباطی جهت ارتقا تعامل ما با مشتریانمان را مدیریت مشتری و مدرن تر از این تعریف CRM دانست.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.